در این متن به بیان مهارت استقلال در غالب آزمون هوش هیجانی بار آن می‌پردازیم.

استقلال

استقلال

تعریف علمی
شایستگی استقلال (Independence) را می توان توانایی هدایت افکار و اعمال خود و آزاد بودن از تمایلات اجتماعی تعریف نمود.استقلال در قالب یک نوع توانایی، باعث می شود بر اساس ارزیابی به واسطه اطلاعات کامل تصمیم گیری کنیم و بدون اجبار به رضایت و پذیرش نیازهای هیجانی ادراک شده از جانب افرادی که ایده ای نسبت به موضوع خاص و مورد نظر ما دارند، به در و شناخت موقعیت نائل شد. واژه نامه و بستر، شایستگی استقلال را "عدم قرار گرفتن در معرض کنترل سایر افراد: تابع نبودن؛ عدم عضویت یا تعلق به یک واحد کنترلی بزرگتر" تعریف کرده است.
براساس اظهارات بار – آن : "استقلال، توانایی بهره مندی از خودفرمانی و خودگردانی در سطح عمل و اندیشه است و احساس عدم تعلق خاطر نسبت به وابستگی را در بردارد. افراد مستقل، در اخذ تصمیمات مهم و برنامه ریزی، برخود تکیه می کنند. با این حال، ممکن است ایشان قبل از اخذ تصمیمات صحیح در مورد خودشان، به دنبال عقاید سایرین باشند و دیگران را مورد ملاحظه و عنایت قرار می دهند ... افراد مستقل، برای ارضاء کردن نیازهای هیجانی خود، از چسبیدن و وابستگی سایر افراد، اجتناب می ورزند"(هوش هیجانی و رهبری سازمانی – مارسیا هاگس و دیگران – علی محمد گودرزی – مرکز آموزش و تحقیقات صنعتی).
در مدیریت نیروی انسانی بهتر است بدانیم که :
مدیران سازمان ها و کارشناسان منابع انسانی و کارگزینی چه در زمان استخدام و چه در زمان ارتقاء و یا جابجایی های شغلی باید به میزان درجه استقلال فرد دقت کافی نمایند. در برخی از سازمان ها مشاهده شده است که به دلیل بالا و یا پایین بودن میزان استقلال فرد، سمت و واحد مربوطه دچار مخاطرات و مشکلات عدیده ای شده است. برای جلوگیری از بروز تبعات و مشکلات قابل پیش بینی، بهتر است مفهوم استقلال فردی را بهتر بشناسیم.
شایستگی استقلال، توانایی ایستادگی برروی پاهای خود می باشد و دربرگیرنده اعتماد در قضاوتهای فردی است. این شایستگی، بازتابی از اعتماد به نفس و اراده ارتکاب به مخاطره ها را منعکس می کند. استقلال، یک صفت کلیدی در رهبری است که می تواند باعث افزایش میزان کارآمدی گردد، خواه فرد رهبر یک شرکت جهانی باشد، سرپرست یک تیم کوچک باشد، پدر و مادر باشد، به عنوان داوطلب در تشکل های یک جامعه مطرح شود، یا این که صرفاً رهبر زندگی خودش باشد.
استقلال، در محیط یک تیم بسیار حائز اهمیت است، تا جایی که در فرایندهای گروهی، با حساسیتی خاص مطرح شده و در امور مشارکتی، کاربردپذیر می باشد. هر فرد هنگامی عضو تیم است که قادر باشد دست به ابتکار بزند و کاری را انجام دهد، در حالی که دیگران را می پذیرد و در تلاش های جمعی گروه مشارکت می کند.
تأثیر استقلال در مدیریت سازمان
خطرپذیری یا ریسک نقش مهمی در کامیابی بازرگانی دارد. ریسک پذیری از ویژگی‌های هوش عاطفی به شمار آمده و توانایی پیش‌بینی پیآمدهای ناشی از تصمیم را به فرد می دهد. دانشمندان به این نتیجه رسیده‌اند که از طریق هوش منطقی می‌توان به استخدام درآمد (ویا فعالیت اقتصادی را شروع کرد) اما تنها از طریق هوش هیجانی می‌توان در شرکتی دوام آورد، رشد کرد و به کسب درآمدبیشتر و مقام‌های بالاتر رسید (کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷) کانجر و لپتیرمن (۱۹۸۴) معتقدند افراد خلاق به استقلال و عدم همنوایی با دیگران تمایل داشته و در مواردی که دستورهایی بر خلاف میل و یا اعتقادات خود دریافت می کنند تمایل دارند از ان سرپیچی نمایند (اقایی،۱۳۷۷). از طرف دیگر افراد مستقل نیاز به حمایت داشته و حتی ممکن است در مواردی این امربا نیاز به حمایت از جانب دیگران تداخل پیدا کردهو باعث ایجاد تضاد عاطفی گردد.
استفاده از کارکنانی که درجه بالایی از استقلال دارند در برخی از مشاغل حیاتی است و به توسعه سازمان کمک بسزایی می نماید. از طرف دیگر در برخی از مشاغل استفاده از نیروی انسانی که درجه استقلال بالایی دارد می تواند سازمان را با مخاطرات زیادی روبرو کند. کارشناسان و مدیران منابع انسانی باید بر روی این شایستگی در هنگام انتخاب و انتصاب و جابجائی شغلی دقت زیادی نمایند.

چگونه می توان هوش هیجانی خود را سنجید؟

با استفاده از آزمون EQ می توانید به راحتی خود را در این زمینه محک بزنید.

شما میتوانید بقیه شاخص ها را از اینجا مطالعه کنید.